X
تبلیغات
دیگه اعتمادی به این عشقا نمیکنم...

یه چیزی بگو؟

سلام امروز شنبه92/6/30 ... 6 ماه از سال گذشت ... این 6 ماهم میگذره زود یا دیر ... مثل 2 سالی که گذشت ... بهار شد بعد رسید تابستون ...فصل لعنتی پائیز ... ماه نحض اذرم گذشت ...زمستونم تموم شد ادم برفیش اب شد ولی دل ادماش نه  ... هر کی اومد رفت ... هر سلامی جاشو به خداحافظ تلخ داد .. ! خب پس هر کی یه روزی از یه جایی میره ...
از چیزای مجازی خوب درس گرفتم ... یاید به هرکی به اندازه ی خودش و اندازش اهمیت بدی ... بیخیال !!!

با همتون میخوام خداحافظی کنم ... با همتون حرف دارم یه کم این دم اخری حوصله کنین لطفا !!

یه چیزایی میگم دیگه حرف نمیزنم

دیگه به خاطراتم دس نمیزنم



ادامه مطلب
+ تاریخ شنبه سی ام شهریور 1392 ساعت 20:6 نویسنده هستی |


تو این فکر بودم که با هر بهونه

یه بار آسمونو بیارم تو خونه

حواسم نبود که به تو فکر کردن

خود آسمونه خود اسمونه
تو دنیای سردم به تو فکر کردم

که عطرت بیاد و بپیچه تو باغچه

بیای و بخندی تو باز خنده هاتو

مثل شمعدونی میزارم رو تاقچه

♫♫♫♫♫♫

به تو فکر کردم به تو آره آره

به تو فکر کردم که بارون بباره

به تو فکر کردم دوباره دوباره

به تو فکر کردن عجب حالی داره

♫♫♫♫♫♫

تو و خاک گلدون با هم قوم خویشین

من و باد بارون  رفیق صمیمیم

از این برکه باید یه دریا بسازیم

یه دریا به عمق یه عشق قدیمی

دوست داشتم با تمام وجودم

عزیزم هنوزم تو رو دوست دارم

الهی همیشه کنار تو باشم

الهی همیشه بمونی کنارم

به تو فکر کردم به تو آره آره

به تو فکر کردم که بارون بباره

به تو فکر کردم دوباره دوباره

به تو فکر کردن عجب حالی داره



اهنگه جدیده چاوشیه ... دمش گرم ... هه اه فکر کردم بهش ولی ... ! (بیخیال)



dark-heart-light-love-favim.com-922813.jpg



+ تاریخ شنبه سی ام شهریور 1392 ساعت 19:45 نویسنده هستی |


عکس و متن عاشقانه جدید و فوق العاده زیبا


+ تاریخ شنبه سی ام شهریور 1392 ساعت 19:43 نویسنده هستی |



عکس و متن عاشقانه جدید و فوق العاده زیبا


+ تاریخ شنبه سی ام شهریور 1392 ساعت 19:40 نویسنده هستی |


عکس و متن عاشقانه جدید و فوق العاده زیبا


+ تاریخ شنبه سی ام شهریور 1392 ساعت 19:40 نویسنده هستی |


عکس و متن عاشقانه جدید و فوق العاده زیبا



+ تاریخ شنبه سی ام شهریور 1392 ساعت 19:38 نویسنده هستی |


عکس و متن عاشقانه جدید و فوق العاده زیبا


+ تاریخ شنبه سی ام شهریور 1392 ساعت 19:37 نویسنده هستی |


خـــــدایـــــــا . . .
صورت حساب لطفا !
باقیشم مال خودت . . .
منو خلاص کن،سیر شدم از زندگی . . . !


cute-hielo-hojas-love-favim.com-922839.jpg

+ تاریخ دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392 ساعت 20:44 نویسنده هستی |



چنان دل کندم از دنیا

که شکلم شکل تنهاییست

ببین مرگ مرا در خود

که مرگ من تماشائیست

مرا در اوج می خواهی

تماشا کن تماشا کن

دروغین بودم از دیروز

مرا امروز حاشا کن

در این دنیا که حتی ابر هم

نمی گرید به حال من

همه از من گریزانند

تو هم بگریز از این تنها

فقط اسمی به جا ماند

ازآن چه بودم و هستم

دلم چون دفترم خالیست

قلم خشکیده در دستم

گره افتاده در کارم

به خود کرده گرفتارم

به جز در خود فرو رفتن

چه راهی پیش رو دارم

رفیقان یک به یک رفتند

مرا با خود رها کردند

همه خود درد من بودند

گمان کردم که همدردند

شگفتا از عزیزانی

که هم آواز من بودند

به سوی اوج ویرانی

پل پرواز من بودند


ax asheghane tanhaie 091 شعر زیبای چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست

+ تاریخ پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392 ساعت 3:22 نویسنده هستی |



ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﻡ
ﯾﮏ ﺩﻝ ﻏﻤﮕﯿﻦ
یه تن رنجور از زخم
یه ذهن خسته ﻭ ﻫﺰﺍﺭ ﺩﺭﺩ ﺑﯽ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﺑﺎ ﺗﻮ ﻗﺴﻤﺖ ﮐﻨﻢ ﯾﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﺑِﮑِﺸﻢ ؟


alone_and_sad_(6).jpg

+ تاریخ چهارشنبه بیستم شهریور 1392 ساعت 20:18 نویسنده هستی |



آهای سهراب !!
قایق دیگر جوابگو نیست …
کشتی باید ساخت
اینجا مثل من تنها زیاد است !!


alone-beautiful-clothes-dress-favim.com-905636.jpg

+ تاریخ چهارشنبه بیستم شهریور 1392 ساعت 20:10 نویسنده هستی |


خودت را در آغوش بگیر و بخــــــــواب !
هیچ کس آشفتگی ات را شانـــــه نخواهد زد !
این جمع پر از تنــــهاییست…


dream-alone-fashion-feeling-favim.com-740577.jpg

+ تاریخ چهارشنبه بیستم شهریور 1392 ساعت 20:4 نویسنده هستی |



دلم خوش نیست
غمگینم
کسی شاید نمیفهمد
کسی شاید نمیداند
کسی شاید نمیگیرد مرا از دست تنهایی
تو میخوانی فقط شعری و زیر لب آهسته میگویی
عجب احساس زیبایی
تو هم شاید نمیدانی …


83yvfqfgcf9wu51bui79.jpg

+ تاریخ چهارشنبه بیستم شهریور 1392 ساعت 19:55 نویسنده هستی |



یه دریا اشک برای ریختن دارم
یه دل گرفته
یه زندگی پر از خالی
من سرشارم از تنهایی …


exis-عکس های تنهایی-59224.jpg

+ تاریخ چهارشنبه بیستم شهریور 1392 ساعت 19:52 نویسنده هستی |



دست به صورتم نزن !
می ترسم بیفتد . . .
نقاب خندانی که بر چهره دارم! و بعد . . .
سیل اشک هایم تو را با خود ببرد . . .
و باز من بمانم و تنهایی . . .


i0ajdcx4jk9bz35qnm.jpg

+ تاریخ چهارشنبه بیستم شهریور 1392 ساعت 19:49 نویسنده هستی |

از این زندگی امیدی نمونده ... از این بیخودی بودنا ... ترس از دست داشتنو داشته باشی و نتونی چیزی بگی !!! بیخود و مفته همه چی ... !!! ترجیح میدادم تو این وبم چیزی ننویسم ولی شاید به چشم بیاد ...
من تو وبم چه اینجا ابشه چه جاهای دیگه هیچ اهنگی رو بیخودی نذاشتم و نمیزارم ... از جمله همین اهنگ ... من خونهی غرورم اره !! ... خیلی مغرورم ولی غرورم چه راحت میزنه زیر گریه ... دلم به حالش میسوزه !!

اصلا زمونه میخواد کسی نمونه باهام/اونقدر قدم میزنم که درد بگیره پاهام

من خونهی غرورم کسی نمیشه حالی/ خراب شه سقف خونه روی سر احالیش




-alone-black-and-white-black-and-white-flowers-favim.com-622499.jpg

+ تاریخ دوشنبه هجدهم شهریور 1392 ساعت 19:25 نویسنده هستی |


روی دست شب مانده ام...
دیگر خواب هم مرا نمیبرد!!


alone-beautiful-bed-black-and-white-favim.com-603212.jpg

+ تاریخ شنبه شانزدهم شهریور 1392 ساعت 4:54 نویسنده هستی |


‫بزرگترین موفقیت زندگیم این بود ...
ک با چشم های خودم ببینم ...
*ک چطور فراموشم میکنن *...‬
alone-beautiful-clothes-dress-favim.com-900543.jpg

+ تاریخ شنبه شانزدهم شهریور 1392 ساعت 3:43 نویسنده هستی |


دل هرزه ای ندارم که از این بوم رو اون بوم بشینه …
دلخوشی آخرش تو بودی …
خاکش کردم


prisonlove30%20(4).jpg

+ تاریخ جمعه پانزدهم شهریور 1392 ساعت 16:5 نویسنده هستی |


بی سیگار که میشوم اندکی پول خرج میکنم ودوباره باز سیگار دارم…
اما جوانی ام…کوه غرورم…
راخرج کرده ام .اما توراندارم…!


al53nyfoa8wr72cj6tg.jpg

+ تاریخ جمعه پانزدهم شهریور 1392 ساعت 16:2 نویسنده هستی |


جمله “بی تو میمیرم” را هیچوقت باور نکن …
من بی تو هنوز زنده ام ،
زنده ای که روزی هزار بار آرزوی مرگ دارد !


imagescagt0ove.jpg

+ تاریخ جمعه پانزدهم شهریور 1392 ساعت 16:0 نویسنده هستی |


یه آدماهی هستن می‌خندن ! زیاد هم می‌خندند ! اما  . . .
حرف‌ هاشون ، غم‌هاشون ، مشکلاتشون
این‌ ها چیزهایی ست که می‌ ریزه توی دلش و دَرَش رو هم دو قفله می‌ کنه !
کسی  رو هم راه نمیده اون تو !
نمیزاره  بفهمید که اون تو چه خبره !
و شما هیچ وقت درکش نمی‌کنید ، چون بلد نیست منت بزاره . . .

+ تاریخ سه شنبه دوازدهم شهریور 1392 ساعت 11:12 نویسنده هستی |

اعتراف تلخي است؛ولي...
عشقم و آن غريبه ب هم مي آيند....!!

girl, photography, pretty, rose

+ تاریخ جمعه یکم شهریور 1392 ساعت 3:4 نویسنده هستی |

آن گاه که در آغوش تـــــو بود . . . فرشتـــه اش میخواندے
حــــــــــالا که در آغوش دیگریست . . . فـــــــــاحشہِ ؟

black-and-white-couple-ian-somerhalder-nina-dobrev-favim.com-866779.jpg

+ تاریخ پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392 ساعت 2:12 نویسنده هستی |

او هـــــم آدم اســـــت
اگر دوســـــتت دارم هایت را نشـــــنیده گرفت
غـــــصـــــه نـــــخور
اگـــــر رفـــــت گـــــریـــــه نـــــکـــــن
یـک روز چــشــم های یک نــفـــر عاشــقــش میکند
یک روز معــــنی کــــم محــــلی را مــــیفهمد
یک روز شکــــستن را درک مــــیکند
آن روز میـــــفهـــــمـــــد کـــــه
آه هایی کـــــه کشـــــیدی از ته قلبـــــت بوده . . .
beach, dress, sand, blonde, sea, summer, girl, wind

+ تاریخ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392 ساعت 21:10 نویسنده هستی |

گاهی بی صدا نگاهت میکنم …
مرا ببخش برای این نگاه های پنهانی ،
شاید اگر بغضم فرو نشیند
صدایت کنم …
lana del rey, beautiful, happy, perfect, smile

+ تاریخ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392 ساعت 11:15 نویسنده هستی |

حــال و روز زنــدگــی مـن را ،
وقـتــی نبـاشـی یــک کـلمه تــوصیــف می کنــد
الـفـــاتحه…
black and white, photography, black & white, photo, bow

+ تاریخ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392 ساعت 11:10 نویسنده هستی |

ﺩﯾـﺪﻩ ﺍﯼ ﺷــﯿﺸــﻪ ﻫـﺎﯼ ﺍﺗـﻮﻣﺒــﯿﻞ ﺭﺍ ﻭﻗـﺘـﯽ ﺿﺮﺑــﻪ ﺍﯼ ﻣــﯽ ﺧـﻮﺭﻧـﺪ ﻭ ﻣـﯽ ﺷـﮑﻨـﻨـﺪ !؟
ﺩﯾــﺪﻩ ﺍﯼ ﺷـﯿﺸــﻪ ﺧــﺮﺩ ﻣــﯽ ﺷــﻮﺩ
ﻭﻟــﯽ ﺍﺯ ﻫــﻢ ﻧﻤــﯽ ﭘﺎﺷــﺪ !؟
ﺍﯾـــﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﻫﻤـــﺎﻥ ﺷــﯿﺸــﻪ ﺍﻡ ؛
ﺧــﺮﺩ ﻭ ﺗــﮑـﻪ ﺗــﮑــﻪ ،
ﺍﺯ ﻫــﻢ ﻧـﻤـــﯽ ﭘــﺎﺷـﻢ ﻭﻟـــﯽ ﺷــﮑـﺴﺘـــﻪ ﺍﻡ . . .

smoke

+ تاریخ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392 ساعت 11:2 نویسنده هستی |

راستش را بخواهی رفتن تو چیزی را تغییر نداد . . .
من هنوز هم قدم می زنم ؛ اما تنها تر . . .

 

+ تاریخ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392 ساعت 1:12 نویسنده هستی |

گمان میکردیم وقتی نباشم دلت میگیرد اما دیدم نه ! بدون من شاد تری ، شلوغ تری ، صدای قهقه خنده هایت تا اینجا هم شنیده میشود . . .
گویا من سد راهت بودم و تو دیگه آزادی ، مبارکت !

 مبارک همه باشه !!!

 

 

+ تاریخ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392 ساعت 1:0 نویسنده هستی |